وَأَعۡتَزِلُكُمۡ وَمَا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدۡعُواْ رَبِّي عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّي شَقِيّٗا
و از شما و از آنچه كه به جاي الله پرستش ميكنيد، كناره گيري ميكنم، و [به درگاه] پروردگارم دعاء ميكنم، و اميد است كه در دعاء كردن [به درگاه] پروردگارم نا اميد نباشم
فَلَمَّا ٱعۡتَزَلَهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَۖ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا نَبِيّٗا
و چون از آنان، و از آنچه كه به جاي الله ميپرستيدند، كناره گيري كرد، اسحق و يعقوب را به او عطاء كرديم، و همه را پيامبر گردانيديم
وَوَهَبۡنَا لَهُم مِّن رَّحۡمَتِنَا وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ لِسَانَ صِدۡقٍ عَلِيّٗا
و آنان را از رحمت خود بهرهمند ساختيم، و براي آنان نام نيك بلند آوازة داديم
۞وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَآ إِبۡرَٰهِيمَ رُشۡدَهُۥ مِن قَبۡلُ وَكُنَّا بِهِۦ عَٰلِمِينَ
و به تحقيق كه پيش از اين به ابراهيم رُشد او را داديم، و ما به او دانا بوديم
إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا هَٰذِهِ ٱلتَّمَاثِيلُ ٱلَّتِيٓ أَنتُمۡ لَهَا عَٰكِفُونَ
آنگاه كه به پدر و قوم خود گفت: اين مجسمهها چيستند كه همواره به عبادت آنها مشغول هستيد
قَالُواْ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَٰبِدِينَ
گفتند: پدران خود را ديديم كه آنها را پرستش ميكردند
قَالَ لَقَدۡ كُنتُمۡ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ
[ابراهيم] گفت: به يقين شما، و پدران شما در گمراهي آشكاري بوديد
قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا بِٱلۡحَقِّ أَمۡ أَنتَ مِنَ ٱللَّـٰعِبِينَ
گفتند: آيا سخن حق را براي ما آوردي، و يا تو از بازيگران وشوخي كنندگان هستي
قَالَ بَل رَّبُّكُمۡ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا۠ عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ ٱلشَّـٰهِدِينَ
[ابراهيم] گفت: بلكه پروردگار شما، پروردگار آسمانها و زمين است، پروردگاري است كه آنها را آفريده است، و من بر اين [سخن] از گواهانم
وَتَٱللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصۡنَٰمَكُم بَعۡدَ أَن تُوَلُّواْ مُدۡبِرِينَ
و [ابراهيم با خود گفت] به الله سوگند، بعد از اينكه پشت كرده و برويد، براي بتهاي تان نقشة طرح خواهم كرد
فَجَعَلَهُمۡ جُذَٰذًا إِلَّا كَبِيرٗا لَّهُمۡ لَعَلَّهُمۡ إِلَيۡهِ يَرۡجِعُونَ
آنها را قطعه قطعه كرد، مگر بت بزرگ شان را، تا به پيش آن باز گردند
قَالُواْ مَن فَعَلَ هَٰذَا بِـَٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ
[بت پرستان] گفتند: چه كسي با معبودان ما چنين كرده است، به يقين او از ستمكاران است
قَالُواْ سَمِعۡنَا فَتٗى يَذۡكُرُهُمۡ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبۡرَٰهِيمُ
[مردمي] گفتند: شنيديم جواني كه او را ابراهيم ميگويند، از آن [بتها به بدي] ياد ميكرد
قَالُواْ فَأۡتُواْ بِهِۦ عَلَىٰٓ أَعۡيُنِ ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡهَدُونَ
گفتند: او را در برابر ديدگان مردم بياوريد، تا باشد كه گواهي دهند
قَالُوٓاْ ءَأَنتَ فَعَلۡتَ هَٰذَا بِـَٔالِهَتِنَا يَـٰٓإِبۡرَٰهِيمُ
گفتند: اي ابراهيم! آيا تو با معبودان ما چنين كردي
قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسۡـَٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ
گفت: بلكه اين كار را [همين بت] بزرگ آن بتها كرده است، و اگر سخن ميگويند، از آنها بپرسيد
فَرَجَعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ فَقَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ أَنتُمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ
و آنها به خود آمدند، و [به يكديگر خود] گفتند: به يقين شما ستمكاران هستيد
ثُمَّ نُكِسُواْ عَلَىٰ رُءُوسِهِمۡ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا هَـٰٓؤُلَآءِ يَنطِقُونَ
بعد از آن سرافكنده شدند، [و گفتند] هرآينه تو خود ميداني كه اينها سخن نميگويند
قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡـٔٗا وَلَا يَضُرُّكُمۡ
[ابراهيم] گفت: آيا به جاي الله چيزي را ميپرستيد كه هيچ سود و زياني را براي شما نميرساند
أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
واي بر شما، و بر آنچه كه به جاي الله ميپرستيد، آيا نميانديشيد
قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓاْ ءَالِهَتَكُمۡ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ
[بت پرستان] گفتند: اگر ميخواهيد كاري بكنيد، او را بسوزانيد، و معبودان خود را نصرت دهيد
قُلۡنَا يَٰنَارُ كُونِي بَرۡدٗا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ
[ابراهيم را در آتش انداختند] گفتيم: اي آتش! بر ابراهيم سرد و [باعث] سلامتي باش
وَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدٗا فَجَعَلۡنَٰهُمُ ٱلۡأَخۡسَرِينَ
و خواستند در بارة او [ در بارة ابراهيم] توطئه كنند، ولي ما آنان را زيانكارترين مردم گردانيديم
وَنَجَّيۡنَٰهُ وَلُوطًا إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا لِلۡعَٰلَمِينَ
و او [ابراهيم] و لوط را [در رفتن] به سرزميني كه در آن براي جهانيان بركت نهاديم، نجات داديم
وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ نَافِلَةٗۖ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا صَٰلِحِينَ
و اسحاق را برايش بخشيديم، و يعقوب را [افزون بر آن] برايش داديم، و همة آنها را صالح گردانيديم
وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِمۡ فِعۡلَ ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءَ ٱلزَّكَوٰةِۖ وَكَانُواْ لَنَا عَٰبِدِينَ
و آنان را پيشواياني گردانيديم كه به امر ما [مردم را] هدايت ميكردند، و انجام دادن كار هاي نيك، و بر پا داشتن نماز، و دادن زكات را بر آنها وحي كرديم، و آنها پرستندگان ما بودند
وَإِذۡ بَوَّأۡنَا لِإِبۡرَٰهِيمَ مَكَانَ ٱلۡبَيۡتِ أَن لَّا تُشۡرِكۡ بِي شَيۡـٔٗا وَطَهِّرۡ بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡقَآئِمِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ
و [اي پيامبر! به ياد آور] هنگامي را كه براي ابراهيم جاي خانة [كعبه] را معين كرديم، [و گفتيم] هيچ چيزي را با من شريك قرار مده، و خانة مرا براي طواف كنندگان، و قيام كنندگان، و ركوع كنندگان، و سجده كنندگان پاك بگردان
وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ
ومردم را به حج فراخوان، تا پياده و سواره، بر شتر هاي لاغري كه از هر راه دوري رهسپارند، به سوي تو بيايند
وَجَٰهِدُواْ فِي ٱللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِۦۚ هُوَ ٱجۡتَبَىٰكُمۡ وَمَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖۚ مِّلَّةَ أَبِيكُمۡ إِبۡرَٰهِيمَۚ هُوَ سَمَّىٰكُمُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ مِن قَبۡلُ وَفِي هَٰذَا لِيَكُونَ ٱلرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيۡكُمۡ وَتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِۚ فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱعۡتَصِمُواْ بِٱللَّهِ هُوَ مَوۡلَىٰكُمۡۖ فَنِعۡمَ ٱلۡمَوۡلَىٰ وَنِعۡمَ ٱلنَّصِيرُ
و در راه الله همان طوري كه شايستة آن است، جهاد كنيد، او شما را برگزيد، و در امور دين هيچ دشواري بر شما قرار نداد، [اين همان] ملت پدر شما ابراهيم است، او پيش از اين [در كتابهاي گذشته] و در اين [قرآن] شما را مسلمان ناميد، تا اين پيامبر بر شما شاهد باشد، و شما بر مردمان شاهد باشيد، پس نماز را برپا داريد، و زكات را اداء نماييد، و به الله تمسك بجوييد، كه او مولاي شما است، چه نيكو مولايي، و چه نيكو ياوري است
وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ إِبۡرَٰهِيمَ
و [اي پيامبر!] خبر ابراهيم را براي آنان بخوان