سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ
به زودي به آتش شعله وري داخل ميشود
Compartir :
وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ
و همسرش كه هيزم كش است، [نيز به دوزخ در خواهد آمد]
فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۭ
در گردنش طنابي از ليف درخت خرما است
قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ
[اى پيامبر!] بگو: اوالله يگانه است
ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ
و الله بي نياز است
لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ
نه [كسي را] زاييده است، و نه [از كسي] زاييده شده است
وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ
و هيچ كسي همتاي او نيست
قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ
[اي پيامبر!] بگو پناه ميبرم به پروردگار سپيده دم
مِن شَرِّ مَا خَلَقَ
از شر آنچه كه آفريده است
وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ
و از شر شب تاريك، آن زماني [كه تاريكياش همه جا را] فرا گيرد
وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّـٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ
و از شر زنهاي [جادو گر] دمنده در گرهها
وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ
و از شر حسود، در وقتي كه حسادت ورزد
قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ
[اي پيامبر!] بگو: به پروردگار مردم، پناه ميبرم
مَلِكِ ٱلنَّاسِ
كه پادشاه مردم است
إِلَٰهِ ٱلنَّاسِ
[و] معبود مردم است
مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ
از شر و سوسهگري كه واپس رونده [در وقت ذكر الله] است
ٱلَّذِي يُوَسۡوِسُ فِي صُدُورِ ٱلنَّاسِ
كسي است كه در دلهاي مردم وسوسه مياندازد
مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ
[خواه] از جنها، و [خواه] از انسانها باشد