مَا ٱلۡقَارِعَةُ
حادثة كوبنده چيست
Partager :
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ
و تو چه ميداني كه حادثة كوبنده چيست
يَوۡمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلۡفَرَاشِ ٱلۡمَبۡثُوثِ
روزي است كه مردمان همچون پروانهها پراكنده ميباشندز
وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ
و كوهها مانند پشم ندافي شدة ميشوند
فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ
پس [در اين روز] كسي كه كفة [اعمال نيكش] سنگين باشد
فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ
پس او زندگي خوش آيندي دارد
وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ
و اما كسي كه كفة [اعمال نيكش] سبك باشد
فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ
پس جايش در (هاويه) است
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ
و تو چه ميداني كه (هاويه) چيست
نَارٌ حَامِيَةُۢ
آتش سوزاني است
أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ
افزون طلبي شما را به خود مشغول ساخت
حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ
تا آنگاه كه به قبرستانها رفتيد
كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ
نه چنان است [كه شما ميپنداريد]، به زودي خواهيد دانست
ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ
باز هم نه چنان است [كه شما ميپنداريد]، به زودي خواهيد دانست
كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ
نه چنان است [كه شما ميپنداريد]، اگر به علم يقين [حقيقت را] ميدانستيد
لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ
هرآينه جهنم را خواهيد ديد
ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ
سپس هرآينه آن را به چشم يقين خواهيد ديد
ثُمَّ لَتُسۡـَٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ
بعد از آن در آن روز [در روز قيامت] از نعمتهايي كه [براي تان داده شده است] هرآينه از شما باز خواست خواهد شد
وَٱلۡعَصۡرِ
قَسَم به عصر
إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ
به يقين انسان در زيان است
إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ
مگر كساني كه ايمان آورده اند، و كار هاي نيكي انجام داده اند، و يكديگر را به حق سفارش نموده، و به صبر كردن توصيه كرده اند
وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ
واي بر حال هر عيبجوي طعنه زنندة
ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ
كه مال را جمع آوري نموده، و به شماره كردن آن ميپردازد
يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ
و فكر ميكند كه مالش او را جاودانه ميسازد
كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ
هرگز چنين نيست، به يقين كه در حُطَمَه انداخته ميشود
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ
و تو چه ميداني كه حُطَمَه چيست
نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ
آتش برافروختة الهي است
ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡـِٔدَةِ
آتشي است كه بر دلها چيره ميشود
إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞ
و [در هاي] اين آتش بر آنان بسته گرديده
فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۭ
و به ستونهاي درازي [محكم ميگردند]