ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ
گروهي از پيشينيان
Partager :
وَقَلِيلٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ
و عدة كمي از متأخران
عَلَىٰ سُرُرٖ مَّوۡضُونَةٖ
بر تختهاي گوهر نشان
مُّتَّكِـِٔينَ عَلَيۡهَا مُتَقَٰبِلِينَ
روبروي يكديگر تكيه زده اند
يَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ
پسران هميشه نوجواني به اطراف شان ميگردند
بِأَكۡوَابٖ وَأَبَارِيقَ وَكَأۡسٖ مِّن مَّعِينٖ
با صراحي ها و ابريقها و جامهاي از شراب گوارا
لَّا يُصَدَّعُونَ عَنۡهَا وَلَا يُنزِفُونَ
كه نه درد سر ميآورد، و نه بد مستي
وَفَٰكِهَةٖ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ
و با ميوه هايي كه انتخاب ميكنند
وَلَحۡمِ طَيۡرٖ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ
و گوشت پرندگاني كه به آن اشتها دارند
وَحُورٌ عِينٞ
[و همسراني] از حور عين [دارند]
كَأَمۡثَٰلِ ٱللُّؤۡلُوِٕ ٱلۡمَكۡنُونِ
كه به مانند مرواريد نهان در صدف [ميباشند]
جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
اين پاداش اعمالي است كه [در دنيا] انجام ميدادند
لَا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا تَأۡثِيمًا
در آنجا [بهشت] نه سخن بيهودة ميشنوند، و نه سخني كه در آن گناهي باشد
إِلَّا قِيلٗا سَلَٰمٗا سَلَٰمٗا
مگر اين سخن را كه سلام با سلامتي [بر شما باد]
وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ
و اصحاب يمين، و اصحاب يمين چگونه كساني هستند
فِي سِدۡرٖ مَّخۡضُودٖ
در [ساية] درختان سِدر بي خار
وَطَلۡحٖ مَّنضُودٖ
و درختان موز كه ميوه هايش روي هم انباشته شده است
وَظِلّٖ مَّمۡدُودٖ
و ساية گسترده
وَمَآءٖ مَّسۡكُوبٖ
و آبي كه ميريزد
وَفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ
و ميوه هاي بسيار
لَّا مَقۡطُوعَةٖ وَلَا مَمۡنُوعَةٖ
كه نه پايان پذير است، و نه از آن ممانعت ميشود
وَفُرُشٖ مَّرۡفُوعَةٍ
و فرشهاي برافراشته شد.ه
إِنَّآ أَنشَأۡنَٰهُنَّ إِنشَآءٗ
همانا ما [آن زنان را] به نيكو ترين وجهي آفريده ايم
فَجَعَلۡنَٰهُنَّ أَبۡكَارًا
آنان را دوشيزگان قرار داده ايم
عُرُبًا أَتۡرَابٗا
كه شوهر دوست، و هم سن و سال ميباشند
لِّأَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ
[همة اين نعمتها] براي اصحاب يمين است
و [اصحاب يمين] گروه [بسياري] از پيشينيان
وَثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ
و گروه بسياري از متأخران هستند
وَأَصۡحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلشِّمَالِ
و اصحاب شمال، و اصحاب شمال چه كساني هستند
فِي سَمُومٖ وَحَمِيمٖ
در ميان باد سوزان، و آب جوشان هستند