أَوَكُلَّمَا عَٰهَدُواْ عَهۡدٗا نَّبَذَهُۥ فَرِيقٞ مِّنۡهُمۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ
آيا اين طور نيست هر باري كه عهد بستند، گروهي از ايشان [پيمان شكني كرده] و آن را به دور افكندند، بلكه [بر علاوه از عهد شكني] بيشتر آنها ايمان نميآورند
وَلَمَّا جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٞ لِّمَا مَعَهُمۡ نَبَذَ فَرِيقٞ مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَرَآءَ ظُهُورِهِمۡ كَأَنَّهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ
وهنگامي كه پيامبري از جانب الله نزد شان آمد [محمد ]، و آنچه را كه با ايشان [يهود] بود [تورات] تصديق ميكرد، گروهي از اهل كتاب [يهود] بدان سان كه گويا از آن خبر ندارند، كتاب الله را [تورات] پشت سر خود افكندند
وَٱتَّبَعُواْ مَا تَتۡلُواْ ٱلشَّيَٰطِينُ عَلَىٰ مُلۡكِ سُلَيۡمَٰنَۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيۡمَٰنُ وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلۡمَلَكَيۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡۖ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡۚ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖۚ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ
و از آنچه كه شياطين در زمان فرمانروايي سليمان ميخواندند پيروي كردند، و سليمان هرگز كافر نشده بود، بلكه شياطين كافر شده بودند، براي مردم سحر ميآموختند، و از آنچه كه بر دو فرشته كه هاروت و ماروت باشند، در بابل نازل شده بود، [پيروي كردند]، آن دو فرشته به هيچ كس سحر نميآموختند، مگر آنكه برايش ميگفتند: ما وسيلة آزمايشي [براي شما] ميباشيم، پس مبادا كه كافر شوي، مردم از آن دو فرشته سحرهايي را ميآموختند كه بين شوهر و همسرش جدايي ميانداختند، و با اين سحر جز به اذن الله به كسي زياني نميرساندند، آنها چيزهايی ميآموختند كه براي شان ضرر داشت نه فائده، و به تحقيق دانستند هركس كه خريدار آن سحر باشد، در آخرت بهرة ندارد، و چه زشت و ناپسند است چيزي كه خود را به آن فروخته اند، اگر ميدانستند
وَلَوۡ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَمَثُوبَةٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ خَيۡرٞۚ لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ
و اگر آنان ايمان آورده و پرهيزگاري ميکردند، پاداشي كه از طرف الله براي آنها داده ميشد،[از هر چيز ديگري] بهتر بود، اگر اين را ميدانستند
يَٰبَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَنِّي فَضَّلۡتُكُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ
اي بني اسرائيل! نعمتي را كه بر شما ارزاني داشتهام، و اينكه شما را بر جهانيان [زمان شما] برتري دادهام، به يادآوريد
وَٱتَّقُواْ يَوۡمٗا لَّا تَجۡزِي نَفۡسٌ عَن نَّفۡسٖ شَيۡـٔٗا وَلَا يُقۡبَلُ مِنۡهَا عَدۡلٞ وَلَا تَنفَعُهَا شَفَٰعَةٞ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ
و از روزي بترسيد كه كسي براي كسي كاري كرده نميتواند، و هيچ عوضي از آنان پذيرفته نميشود، و شفاعت فائدة نداشته و نه آنان ياري داده ميشوند
أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ مِنۢ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰٓ إِذۡ قَالُواْ لِنَبِيّٖ لَّهُمُ ٱبۡعَثۡ لَنَا مَلِكٗا نُّقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ قَالَ هَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ أَلَّا تُقَٰتِلُواْۖ قَالُواْ وَمَا لَنَآ أَلَّا نُقَٰتِلَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَدۡ أُخۡرِجۡنَا مِن دِيَٰرِنَا وَأَبۡنَآئِنَاۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقِتَالُ تَوَلَّوۡاْ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنۡهُمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّـٰلِمِينَ
آيا در بارة آن گروه از بني اسرائيل آگهي نيافتي كه بعد از موسي براي پيامبري كه براي آنها [فرستاده شده] بود، گفتند: براي ما پادشاهي مقرر كن تا در راه الله [در تحت قيادت او] جهاد كنيم، گفت: اگر جهاد بر شما فرض شود، چه بسا كه جهاد نكنيد، گفتند: ما را چه شده است كه در راه الله جهاد نكنيم در حالي كه از ديار مان، و از فرزندان مان رانده شدهايم، چون جهاد بر آنها فرض شد، جز عدة اندكي از آنان، [همگي] پشت كردند، و الله ستمكاران دانا است
وَقَالَ لَهُمۡ نَبِيُّهُمۡ إِنَّ ٱللَّهَ قَدۡ بَعَثَ لَكُمۡ طَالُوتَ مَلِكٗاۚ قَالُوٓاْ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلۡمُلۡكُ عَلَيۡنَا وَنَحۡنُ أَحَقُّ بِٱلۡمُلۡكِ مِنۡهُ وَلَمۡ يُؤۡتَ سَعَةٗ مِّنَ ٱلۡمَالِۚ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰهُ عَلَيۡكُمۡ وَزَادَهُۥ بَسۡطَةٗ فِي ٱلۡعِلۡمِ وَٱلۡجِسۡمِۖ وَٱللَّهُ يُؤۡتِي مُلۡكَهُۥ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ
و پيامبر آنان براي شان گفت: به درستى الله طالوت را براي شما پادشاه تعيين نموده است، گفتند: [چگونه] او حق پادشاهي بر ما را دارد؟ در حالي كه ما به پادشاهي از او سزاوارتريم، و از مال دنيا هم بهرة زيادي برايش داده نشده است، [پيامبر شان] گفت: به يقين الله او را بر شما برگزيده است، و به او در علم و نيرومندي جسماني فزوني داده است، و الله مُلْك خود را به هركس كه بخواهد ميدهد، و الله نعمتگستر دانا است
وَقَالَ لَهُمۡ نَبِيُّهُمۡ إِنَّ ءَايَةَ مُلۡكِهِۦٓ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَبَقِيَّةٞ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَىٰ وَءَالُ هَٰرُونَ تَحۡمِلُهُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ
و پيامبر آنان براي شان گفت: به يقين دليل پاشاهيش اين است كه صندوقي برايتان ميآورد، [و] در آن [صندوق] آرامشي از طرف پروردگار تان است، و يادگارهايی از خاندان موسي و هارون است كه بر جاي گذاشته اند، و فرشتگان آن را حمل مي كنند، به يقين در اين چيز [كه آمدن صندوق باشد] براي شما دليلي [پادشاهي] او است اگر مؤمن باشيد
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلۡجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبۡتَلِيكُم بِنَهَرٖ فَمَن شَرِبَ مِنۡهُ فَلَيۡسَ مِنِّي وَمَن لَّمۡ يَطۡعَمۡهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّيٓ إِلَّا مَنِ ٱغۡتَرَفَ غُرۡفَةَۢ بِيَدِهِۦۚ فَشَرِبُواْ مِنۡهُ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنۡهُمۡۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ قَالُواْ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلۡيَوۡمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦۚ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٖ قَلِيلَةٍ غَلَبَتۡ فِئَةٗ كَثِيرَةَۢ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ
هنگامي كه طالوت با لشكريان [خود] بيرون شد، گفت: به درستى الله شما را به رود آبي ميآزمايد، [به اين گونه] كه هر كس از [آب] آن بياشامد، از من نيست، و كسي كه از [آب] آن ننوشد از من است، مگر آنكه كف آبي با دست خود بردارد، همگي آنان جز عدة كمي از آن [آب] نوشيدند، و همين كه [طالوت] و مؤمناني كه با او بودند از [نهر] گذشتند، گفتند: امروز براي ما توان [مبارزه] با جالوت و لشكريانش نيست، [اما] كساني كه يقين داشتند الله را ملاقات خواهند كرد، گفتند: چه بسا گروه اندك بودند كه به اراده و قدرت الله، بر گروه كه بسيار بودند پيروز شدند، و الله با شيكبايان است
وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُواْ رَبَّنَآ أَفۡرِغۡ عَلَيۡنَا صَبۡرٗا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ
و چون در برابر جالوت و لشكريانش قرار گرفتند، گفتند: پروردگارا! بر ما صبري ارزاني فرما، و گامهاي ما را استوار نگه دار، و ما را بر گروه كافران پيروز بگردان
فَهَزَمُوهُم بِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلۡمُلۡكَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُۗ وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لَّفَسَدَتِ ٱلۡأَرۡضُ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ
پس به اذن و فرمان الله آنها را [جالوت و لشكريانش را] شكست دادند، و داود جالوت را كشت، و الله به او پادشاهي و حكمت را ارزاني داشت، و از آنچه ميخواست به او آموخت، و اگر الله عدة از مردمان را به وسيلة عدة ديگرى دفع نميكرد، هر آينه زمين فاسد ميشد، ولي الله بر جهانيان صاحب فضل [و مهرباني] است
۞كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلّٗا لِّبَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسۡرَـٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ مِن قَبۡلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوۡرَىٰةُۚ قُلۡ فَأۡتُواْ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ
همة طعامها براي بني اسرائيل حلال بود، جز آنچه را كه اسرائيل [يعقوب] پيش از نزول تورات بر خود حرام كرده بود، بگو! اگر راست ميگوييد، تورات را بياوريد و بخوانيد
فَمَنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ فَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ
و كسي كه بعد از اين بر الله دروغ ببندد، پس آنان ستمكارانند
۞وَلَقَدۡ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ وَبَعَثۡنَا مِنۡهُمُ ٱثۡنَيۡ عَشَرَ نَقِيبٗاۖ وَقَالَ ٱللَّهُ إِنِّي مَعَكُمۡۖ لَئِنۡ أَقَمۡتُمُ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَيۡتُمُ ٱلزَّكَوٰةَ وَءَامَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرۡتُمُوهُمۡ وَأَقۡرَضۡتُمُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمۡ سَيِّـَٔاتِكُمۡ وَلَأُدۡخِلَنَّكُمۡ جَنَّـٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ فَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ مِنكُمۡ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ
و به تحقيق الله از بني اسرائيل پيمان گرفت، و دوازده نماينده از آنها بر انگيختيم، و الله [به آنان] گفت: من با شما هستم، اگر نماز را برپا داريد، و زكات را اداء نماييد، و به پيامبران من ايمان بياوريد، و آنها را ياري دهيد، و به الله قرض الحسنه بدهيد، [در اين صورت] هرآينه گناهان تان را از شما ميزدايم، و شما را به باغهايي وارد ميكنم، كه از پايين آنها نهرها جاري است، و كسي كه بعد از اين از شما كافر شود، به يقين كه راه راست را گم كرده است
فَبِمَا نَقۡضِهِم مِّيثَٰقَهُمۡ لَعَنَّـٰهُمۡ وَجَعَلۡنَا قُلُوبَهُمۡ قَٰسِيَةٗۖ يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ وَنَسُواْ حَظّٗا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِۦۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَآئِنَةٖ مِّنۡهُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنۡهُمۡۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱصۡفَحۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ
به سبب پيمان شكني شان [بني اسرائيل] آنها را لعنت كرديم، و دلهاي شان را سخت گردانيديم، [اينها كساني اند كه] كلمات الله را از معني و موضع معينش تحريف ميكنند، و قسمتي از آنچه را كه به آن پند داده شده بودند، فراموش كردند، و [اى پيامبر!] تو همواره بر خيانت [ديگري] از آنان آگاه ميشوي، مگر عدة اندكي از آنان، پس آنها را ببخش، و [از تقصير] آنها درگذر، همانا الله نيكوكاران را دوست ميدارد
وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ جَعَلَ فِيكُمۡ أَنۢبِيَآءَ وَجَعَلَكُم مُّلُوكٗا وَءَاتَىٰكُم مَّا لَمۡ يُؤۡتِ أَحَدٗا مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ
آن زماني را به ياد آوريد كه موسي به قوم خود گفت: اي قوم من! نعمت الله را بر خود به ياد آوريد، آنگاه كه پيامبراني را در بين شما فرستاد، و شما را پادشاهان گردانيد، و به شما چيزهايی داد، كه به هيچ يك از جهانيان نداده بود
يَٰقَوۡمِ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡأَرۡضَ ٱلۡمُقَدَّسَةَ ٱلَّتِي كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَرۡتَدُّواْ عَلَىٰٓ أَدۡبَارِكُمۡ فَتَنقَلِبُواْ خَٰسِرِينَ
اي قوم من! به سرزمين مقدسي كه الله [داخل شدن به آن را] براي شما مقرر داشته است، داخل شويد، و به عقب بر نگرديد كه زيانكار ميشويد
قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ فِيهَا قَوۡمٗا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدۡخُلَهَا حَتَّىٰ يَخۡرُجُواْ مِنۡهَا فَإِن يَخۡرُجُواْ مِنۡهَا فَإِنَّا دَٰخِلُونَ
گفتند: اي موسي! در آنجا مردم زورمندي هستند، و تا آنها از آنجا بيرون نشوند، ما هرگز به آنجا وارد نميشويم، و اگر آنها از آنجا بيرون شدند، ما [به آنجا] وارد خواهيم شد
قَالَ رَجُلَانِ مِنَ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمَا ٱدۡخُلُواْ عَلَيۡهِمُ ٱلۡبَابَ فَإِذَا دَخَلۡتُمُوهُ فَإِنَّكُمۡ غَٰلِبُونَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ
دو مرد از كساني كه [از الله] ميترسيدند، و الله برآنان نعمت ارزاني داشته بود، گفتند: بر آنان از راه دروازه داخل شويد، و چون به شهر وارد شديد، پيروز ميشويد، و اگر مؤمن هستيد، پس [بايد] بر الله توكل كنيد
قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّا لَن نَّدۡخُلَهَآ أَبَدٗا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَٱذۡهَبۡ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَٰتِلَآ إِنَّا هَٰهُنَا قَٰعِدُونَ
گفتند: اي موسي! تا وقتي كه آنها در آنجا باشند، ما ابدا به آنجا داخل نميشويم، پس تو و پروردگارت برويد و [با آنان] جنگ كنيد، و ما در اينجا نشستها يم
قَالَ رَبِّ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ إِلَّا نَفۡسِي وَأَخِيۖ فَٱفۡرُقۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ
[موسي] گفت: پروردگارا! من جز اختيار خود، و [اختيار] برادر خود را ندارم، پس بين ما و بين اين قوم فاسق جدايي بينداز
قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيۡهِمۡۛ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗۛ يَتِيهُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ فَلَا تَأۡسَ عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ
[الله] فرمود: [ورود] به آن [سرزمين مقدس] چهل سال بر آنها حرام شد، و پيوسته در زمين سرگردان خواهند بود، پس تو بر اين گروه فاسق غمگين مباش
مِنۡ أَجۡلِ ذَٰلِكَ كَتَبۡنَا عَلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ أَنَّهُۥ مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۚ وَلَقَدۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُم بَعۡدَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡأَرۡضِ لَمُسۡرِفُونَ
به همين سبب، بر بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس انساني را بدون اينكه مرتكب قتل نفس، يا فساد كاري در روي زمين شده باشد بكشد مانند آن است كه گويا همة مردم را كشته است، و كسي كه انساني را از مرگ نجات بدهد، مانند آن است كه گويا همة مردم را از مرگ نجات داده است، و به يقين كه پيامبران ما با دلائل روشني براي آنها آمدند، و بعد از [آمدن پيامبران] باز هم بسياري از آنها در روي زمين به تجاوز كاري پرداختند
لَقَدۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ وَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمۡ رُسُلٗاۖ كُلَّمَا جَآءَهُمۡ رَسُولُۢ بِمَا لَا تَهۡوَىٰٓ أَنفُسُهُمۡ فَرِيقٗا كَذَّبُواْ وَفَرِيقٗا يَقۡتُلُونَ
به تحقيق پيمان بني اسرائيل را گرفتيم، و پيامبراني را به سوي آنان فرستاديم، هرگاه پيامبري چيزي را بر خلاف ميل نفساني شان ميآورد، گروهي [از آن پيامبران] را تكذيب ميكردند، و گروهي آنها را ميكشتند
وَحَسِبُوٓاْ أَلَّا تَكُونَ فِتۡنَةٞ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ كَثِيرٞ مِّنۡهُمۡۚ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ
و پنداشتند كه حساب و عقابي نيست، و از اينجا بود كه كور و كَر شدند، بعد از آن [توبه كردند] و الله توبة آنان را قبول كرد، باز بسياري از آنان كور و كَر شدند، و الله به آنچه كه انجام ميدهند، بينا است
لُعِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۢ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُۥدَ وَعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ
كساني از بني اسرائيل كه كافر شدند، بر زبان داود و عيسي بن مريم لعنت شدند، اين به سبب آن بود كه نافرماني كرده و از حد تجاوز مينمودند
كَانُواْ لَا يَتَنَاهَوۡنَ عَن مُّنكَرٖ فَعَلُوهُۚ لَبِئۡسَ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ
يكديگر را از كار زشتي كه مرتكب ميشدند، نهي نميكردند، به راستي كار بسيار بدي ميكردند
تَرَىٰ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ يَتَوَلَّوۡنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ لَبِئۡسَ مَا قَدَّمَتۡ لَهُمۡ أَنفُسُهُمۡ أَن سَخِطَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَفِي ٱلۡعَذَابِ هُمۡ خَٰلِدُونَ
بسياري از آنها را ميبيني كه با كساني كه كافر شدند، دوستي ميكنند، و چه اعمال بدي را پيش از خود فرستاده اند، و آن اينكه الله بر آنها غضب كرده است، و در عذاب جاودانه ميمانند
وَلَوۡ كَانُواْ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلنَّبِيِّ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَا ٱتَّخَذُوهُمۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَٰكِنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ
و اگر به الله و پيامبر، و به آنچه كه بر او نازل گرديده است، [قرآن مجيد] ايمان ميداشتند، آنها را [كافران] دوست نميگرفتند، ولي بسياري از آنان فاسقان اند