۞أَوَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ قَادِرٌ عَلَىٰٓ أَن يَخۡلُقَ مِثۡلَهُمۡ وَجَعَلَ لَهُمۡ أَجَلٗا لَّا رَيۡبَ فِيهِ فَأَبَى ٱلظَّـٰلِمُونَ إِلَّا كُفُورٗا
آيا نميدانند آن معبودي كه آسمانها و زمين را آفريده كرد، بر اين قادر است كه مانند آنان را بيافريند، و براي آنان اجلي مقرر كرده است، كه هيچ شكي در آن نيست، و ستمكاران جز انكار چيزي را نپذيرفتند
قُل لَّوۡ أَنتُمۡ تَمۡلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحۡمَةِ رَبِّيٓ إِذٗا لَّأَمۡسَكۡتُمۡ خَشۡيَةَ ٱلۡإِنفَاقِۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ قَتُورٗا
[اي پيامبر!] بگو: اگر شما مالك گنجينه هاي رحمت پروردگار من ميبوديد، با آنهم از بيم فقر از انفاق خودداري ميكرديد، و انسان [به طبيعت خود] بخيل [و تنگ نظر] است
وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ تِسۡعَ ءَايَٰتِۭ بَيِّنَٰتٖۖ فَسۡـَٔلۡ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ إِذۡ جَآءَهُمۡ فَقَالَ لَهُۥ فِرۡعَوۡنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَٰمُوسَىٰ مَسۡحُورٗا
و به تحقيق [ما] به موسي نُه معجزة روشن داديم، پس [اي پيامبر!] از بني اسرائيل بپرس آن زماني كه [موسي] نزد شان آمد، و فرعون به او گفت: اي موسي! گمان ميكنم كه تو مسحوري
قَالَ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَآ أَنزَلَ هَـٰٓؤُلَآءِ إِلَّا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَٰفِرۡعَوۡنُ مَثۡبُورٗا
[موسي] گفت: به يقين ميداني كه اين [معجزات] را كه [دلائل روشني است]، جز پروردگار آسمانها و زمين نازل نكرده است، و اي فرعون من يقين دارم كه تو هلاك ميشوي
فَأَرَادَ أَن يَسۡتَفِزَّهُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ فَأَغۡرَقۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ جَمِيعٗا
و[فرعون] خواست كه آنان را از آن سرزمين بيرون كند، و ما او و همة همراهان او را غرق ساختيم
وَقُلۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ لِبَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ ٱسۡكُنُواْ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ جِئۡنَا بِكُمۡ لَفِيفٗا
و بعد از [هلاك شدن] وي، به بني اسرائيل گفتيم كه در آن سرزمين جايگزين شويد، و چون وعدة آخرت فرا رسد، همة شما را باهم خواهيم آورد
وَبِٱلۡحَقِّ أَنزَلۡنَٰهُ وَبِٱلۡحَقِّ نَزَلَۗ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا مُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا
و اين [قرآن] را به حق نازل كرديم، وبه حق نازل شده است، و [اي پيامبر!] ما تو را جز بشارت دهنده، و بيم دهنده نفرستاديم
وَقُرۡءَانٗا فَرَقۡنَٰهُ لِتَقۡرَأَهُۥ عَلَى ٱلنَّاسِ عَلَىٰ مُكۡثٖ وَنَزَّلۡنَٰهُ تَنزِيلٗا
و اين قرآن را که مُفَرَّق ساختيم به جهت آن است تا آن را بر مردم به مكث و مهلت بخواني، و آن را به اين گونة خاص نازل كرديم
قُلۡ ءَامِنُواْ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ
[اي پيامبر!] بگو: خواه به آن ايمان بياوريد، و خواه ايمان نياوريد، به يقين كساني كه پيش از نزول قرآن براي شان علم داده شده است، چون قرآن بر آنان خوانده شود، سجده كنان بر رويها [ي خود] ميافتند
وَيَقُولُونَ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِن كَانَ وَعۡدُ رَبِّنَا لَمَفۡعُولٗا
و ميگويند: پروردگار ما پاك ومنزه است، و به يقين كه وعدة پروردگار ما انجام شدني است
وَيَخِرُّونَ لِلۡأَذۡقَانِ يَبۡكُونَ وَيَزِيدُهُمۡ خُشُوعٗا۩
و گريه كنان بر روي [هاي خود] ميافتند، و [تلاوت قرآن] بر فروتني آنان ميافزايد
قُلِ ٱدۡعُواْ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواْ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواْ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَلَا تَجۡهَرۡ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتۡ بِهَا وَٱبۡتَغِ بَيۡنَ ذَٰلِكَ سَبِيلٗا
و بگو: خواه الله را بخوانيد، و خواه مهربان را، هر كدام را كه بخوانيد براي او اسماء حسني است، و نماز خويش را نه خيلي بلند بخوان، و نه بسيار آهسته، و در اين ميان، راه [معتدلي] را برگزين
وَقُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي لَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ وَلِيّٞ مِّنَ ٱلذُّلِّۖ وَكَبِّرۡهُ تَكۡبِيرَۢا
و بگو: ستايش براي معبودي است كه فرزندي [براي خود] نگرفت، و در فرمان روايي براي او هيچ شريكي نيست، و به سبب [اينكه] ناتوان باشد برايش حامي نميباشد، و او را همان گونه كه شايستة آن است، بزرگ بشمار
ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ
سپاس و ستايش خاص براي معبودى است كه اين كتاب [قرآن مجيد] را بر بندة خود [محمد ] نازل فرمود، و هيچ كجي و انحرافي در آن قرار نداد
قَيِّمٗا لِّيُنذِرَ بَأۡسٗا شَدِيدٗا مِّن لَّدُنۡهُ وَيُبَشِّرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنٗا
در حالي كه [اين كتاب] ثابت و مستقيم است، تا [كافران را] از عذاب شديد او بترساند، و مؤمناني را كه كارهاي نيكي انجام ميدهند، بشارت دهد كه براي شان مزد نيكي است
مَّـٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدٗا
[و آن مزد نيك، بهشتى است] كه جاودانه در آن ميمانند
وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا
و كساني را كه گفتند: الله فرزندي گرفته است، بيم بدهد
مَّا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٖ وَلَا لِأٓبَآئِهِمۡۚ كَبُرَتۡ كَلِمَةٗ تَخۡرُجُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبٗا
براي آنان و براي پدران شان هيچ دانشي به اين گفتة شان نيست، [اين گفتة آنان]، سخن بزرگي است كه از دهان شان خارج ميشود، جز دروغ چيز ديگري نميگويند
فَلَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ إِن لَّمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَسَفًا
اگر به اين سخن [كه قرآن مجيد باشد] ايمان نياورند، شايد تو بعد از رويگرداني آنان، از غم و اندوه ميخواهي خود را به هلاكت برساني
إِنَّا جَعَلۡنَا مَا عَلَى ٱلۡأَرۡضِ زِينَةٗ لَّهَا لِنَبۡلُوَهُمۡ أَيُّهُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا
ما آنچه را كه بر روي زمين است، زينتي براي آن قرار داده ايم، تا آنان را بيازماييم كه كدام شان نيكو كارتر عمل ميكنند
وَإِنَّا لَجَٰعِلُونَ مَا عَلَيۡهَا صَعِيدٗا جُرُزًا
و ما آنچه را كه بر روي [زمين] است، بيابان بي گياهي خواهيم ساخت
أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا
آيا چنين گمان كردي كه اصحاب كهف و رقيم از نشانه هاي شگفت انگيز ما بوده اند
إِذۡ أَوَى ٱلۡفِتۡيَةُ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ فَقَالُواْ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا
آنگاه كه آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: پروردگارا! به ما از طرف خويش رحمتي عطاء كن، و در كار ما گشايشي فراهم آور
فَضَرَبۡنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمۡ فِي ٱلۡكَهۡفِ سِنِينَ عَدَدٗا
پس ما سالهاي چند [در آن غار] بر گوشهاي شان پرده نهاديم
ثُمَّ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِنَعۡلَمَ أَيُّ ٱلۡحِزۡبَيۡنِ أَحۡصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓاْ أَمَدٗا
سپس آنان را بر انگيختيم، تا معلوم بداريم كه كدام يك از آن دو گروه مدتى را كه [در غار] مانده اند، دقيقتر حساب كرده است
نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدٗى
ما داستان آنان را به حق وصدق براي تو بيان ميداريم، آنان جوانانی بودند که به پروردگار خود ايمان آورده بودند، و ما بر هدايت شان افزوديم
وَرَبَطۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ إِذۡ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَن نَّدۡعُوَاْ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗاۖ لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا
و دلهاي شان را قوي ساختيم، هنگامي كه قيام كردند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است، وما هيچگاه جز او معبودي را نميپرستيم، كه در اين صورت سخن بيهودة گفته ايم
هَـٰٓؤُلَآءِ قَوۡمُنَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗۖ لَّوۡلَا يَأۡتُونَ عَلَيۡهِم بِسُلۡطَٰنِۭ بَيِّنٖۖ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا
اين قوم ما به جاي الله معبود هاي [ديگري] برگزيده اند، پس چرا دليل روشني بر [الوهيت] آنها نميآورند؟ پس ستمكارتر از كسي كه بر الله دروغ ببندد چه كسي است
وَإِذِ ٱعۡتَزَلۡتُمُوهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأۡوُۥٓاْ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ يَنشُرۡ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَيُهَيِّئۡ لَكُم مِّنۡ أَمۡرِكُم مِّرۡفَقٗا
و اينك كه از آنها و از آنچه كه جز الله يكتا ميپرستيدند، كناره گيري كرديد، پس به غار پناه ببريد، که پروردگارتان از رحمت خود بر شما ميگستراند، و در اين كار تان براي شما گشايشي فراهم ميسازد
۞وَتَرَى ٱلشَّمۡسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهۡفِهِمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقۡرِضُهُمۡ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمۡ فِي فَجۡوَةٖ مِّنۡهُۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِۗ مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيّٗا مُّرۡشِدٗا
و خورشيد را ميبيني كه هنگام طلوع كردن، از طرف راست غارشان متمايل ميگردد، و چون غروب كند، به سمت چپ آنها ميگردد، و آنها در جاي فراخي از آن غار قرار دارند، اين از دلائل [قدرت] الله است، كسي را كه الله هدايت كند، هدايت شده او است، و هر كسي را كه [به سبب كفر و عصيانش] گمراه كند، هرگز براي او دوست رهنماي، نخواهي يافت