إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا تَعۡبُدُونَ
آنگاه كه به پدر و قوم خود گفت: چه چيزي را ميپرستيد
قَالُواْ نَعۡبُدُ أَصۡنَامٗا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ
گفتند: بتهايي را ميپرستيم، و پيوسته بر عبادت آنها معتكف ميباشيم
قَالَ هَلۡ يَسۡمَعُونَكُمۡ إِذۡ تَدۡعُونَ
[ابراهيم] گفت: آيا وقتي كه به نزد آنها دعاء ميكنيد [صداي] شما را ميشنوند؟
أَوۡ يَنفَعُونَكُمۡ أَوۡ يَضُرُّونَ
يا به شما فائدة و يا زياني ميرسانند؟
قَالُواْ بَلۡ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفۡعَلُونَ
گفتند: [نه] بلكه پدران خود را ديده ايم كه چنين ميكردند
قَالَ أَفَرَءَيۡتُم مَّا كُنتُمۡ تَعۡبُدُونَ
[ابراهيم] گفت: آيا در آنچه كه ميپرستيد
أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلۡأَقۡدَمُونَ
شما و پدران گذشتة شما تأمل كرده ايد؟
فَإِنَّهُمۡ عَدُوّٞ لِّيٓ إِلَّا رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
زيرا آنها دشمن من هستند، مگر پروردگار جهانيان
ٱلَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهۡدِينِ
آن پروردگاري كه مرا خلق كرده است، و هم او است كه مرا هدايت ميكند
وَٱلَّذِي هُوَ يُطۡعِمُنِي وَيَسۡقِينِ
و آن ذاتي است كه برايم نان و آب ميدهد
وَإِذَا مَرِضۡتُ فَهُوَ يَشۡفِينِ
و چون مريض شوم، مرا شفاء ميدهد
وَٱلَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحۡيِينِ
و آن ذاتي است كه مرا ميميراند، و بعد از آن [در روز قيامت] زنده ميكند
وَٱلَّذِيٓ أَطۡمَعُ أَن يَغۡفِرَ لِي خَطِيٓـَٔتِي يَوۡمَ ٱلدِّينِ
و آن ذاتي است كه اميد وارم گناهانم را در روز قيامت برايم ببخشد
رَبِّ هَبۡ لِي حُكۡمٗا وَأَلۡحِقۡنِي بِٱلصَّـٰلِحِينَ
پروردگارا! برايم حكمتي ببخش، و مرا به صالحان ملحق بساز
وَٱجۡعَل لِّي لِسَانَ صِدۡقٖ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ
و برايم در ميان آيندگان نام نيكي بر جاي بگذار
وَٱجۡعَلۡنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ
و مرا از و ارثان بهشت پُر نعمت بگردان
وَٱغۡفِرۡ لِأَبِيٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ
و پدرم را بيامرز، كه به يقين او از گمراهان بود
وَلَا تُخۡزِنِي يَوۡمَ يُبۡعَثُونَ
و مرا در روزي كه [مردم] بر انگيخته ميشوند، رسوا مكن
يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ
روزي كه مال و فرزندان سودي ندارند
إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ
مگر كسي كه با قلب سليم به حضور الله بيايد
وَإِبۡرَٰهِيمَ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُۖ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ
و ابراهيم را [به ياد آور] آن زماني كه به قوم خود گفت: الله را پرستش كنيد، و از او بترسيد، كه اگر بدانيد اين براي شما بهتر است
إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًاۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا فَٱبۡتَغُواْ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَ وَٱعۡبُدُوهُ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥٓۖ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ
جز اين نيست كه شما بتهايي را ميپرستيد، و دروغي به هم ميبافيد، به يقين آنهايي را كه به جاي الله ميپرستيد، قدرت روزي دادن را براي شما ندارند، پس رزق و روزي را از نزد الله بخواهيد، و او را بپرستيد، و شکرگزار او باشيد، كه به سوي او بازگردانده ميشويد
وَإِن تُكَذِّبُواْ فَقَدۡ كَذَّبَ أُمَمٞ مِّن قَبۡلِكُمۡۖ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ
و [اي مشركان!] اگر شما [پيامبر را] تكذيب ميكنيد، همانا امتهاي پيش از شما نيز [پيامبران خود را] تكذيب نموده بودند، و بر پيامبر جز تبليغ آشكار [چيز ديگري] نيست
فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱقۡتُلُوهُ أَوۡ حَرِّقُوهُ فَأَنجَىٰهُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلنَّارِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ
و جواب قومش [قوم ابراهيم] جز اين نبود كه گفتند: او را بكشيد، يا او را بسوزانيد، و الله او را از آتش نجات داد، به يقين در اين ماجرا نشانه هايي بر قدرت الله براي مردمي است كه ايمان ميآورند
وَقَالَ إِنَّمَا ٱتَّخَذۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا مَّوَدَّةَ بَيۡنِكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُ بَعۡضُكُم بِبَعۡضٖ وَيَلۡعَنُ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّـٰصِرِينَ
و [ابراهيم] گفت: جز اين نيست كه شما براي خود بتهايي را برگزيده ايد، تا در زندگي دنيا ميان شما وسيلة دوستي و محبت باشند، ولي در روز قيامت منكر يكديگر ميشويد، و عدة از شما، عدة ديگري را لعنت ميكند، و جايگاه شما آتش است، و براي شما هيچ ياوري نيست
۞فَـَٔامَنَ لَهُۥ لُوطٞۘ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ
و لوط به او [ابراهيم] ايمان آورد، و گفت: من به سوي پروردگارم هجرت ميكنم، كه او پيروزمند با حكمت است
وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ وَءَاتَيۡنَٰهُ أَجۡرَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ
و اسحاق و يعقوب را به او [ابراهيم] عطاء كرديم، و نبوت و كتاب را در ذرية او قرار داديم، و مزد او را در دنيا داديم، و به يقين در آخرت او از جملة صالحان است
وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُوٓاْ إِنَّا مُهۡلِكُوٓاْ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِۖ إِنَّ أَهۡلَهَا كَانُواْ ظَٰلِمِينَ
و چون فرستادگان ما براي ابراهيم بشارت [فرزند] داشتن را آوردند، گفتند: ما [مي خواهيم] مردمان اين قريه را به هلاكت برسانيم، زيرا مردمان آن ستمكار هستند
قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطٗاۚ قَالُواْ نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَن فِيهَاۖ لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ
[ابراهيم] گفت: لوط در آن قريه است، گفتند: ما به كساني كه در آنجا هستند، [از تو] دانا تريم، او و خانواده اش را نجات ميدهيم مگر همسرش را كه از بازماندگان ميباشد
۞وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبۡرَٰهِيمَ
و همانا ابراهيم از پيروان او [نوح] بود