فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُشۡرِقِينَ
پس هنگام طلوع آفتاب، آواز مهيب آنان را فرا گرفت
فَجَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٍ
و آن شهر را زير و رو كرديم، و بر آنها سنگهاي از سنگ گِل فرو باريديم
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡمُتَوَسِّمِينَ
و همانا در اين [قصه] براي مردم با فراست دلائلي [بر قدرت الله] است
وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٖ مُّقِيمٍ
و [ويرانه هاي آن] شهر تا هم اكنون بر سر راه بر جاي مانده است.[1]
1- ـ آثار خانه هاى خراب شده قوم لوط تا هم اكنون بر سر راهى كه مسافران در آن رفت و آمد دارند، باقى مانده است.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ
و البته در اين [سر گذشت] براي مؤمنان دليلي [بر قدرت الله متعال است]
وَلُوطًا ءَاتَيۡنَٰهُ حُكۡمٗا وَعِلۡمٗا وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلَّتِي كَانَت تَّعۡمَلُ ٱلۡخَبَـٰٓئِثَۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمَ سَوۡءٖ فَٰسِقِينَ
و به لوط حُكْم و دانش عطاء فرموديم، و او را از دياري كه مردمانش كارهاي بدي ميكردند، نجات داديم، به يقين آنان مردمان بد [و] فاسقي بودند
وَأَدۡخَلۡنَٰهُ فِي رَحۡمَتِنَآۖ إِنَّهُۥ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ
و او را مشمول رحمت خود گردانيديم، زيرا او از صالحان بود
كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطٍ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
قوم لوط پيامبران را تكذيب كردند
إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنگاه كه برادر شان لوط به آنها گفت: آيا [از الله] نميترسيد
إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ
به يقين من براي شما پيامبر اميني هستم
فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس از الله بترسيد، و از من اطاعت كنيد
وَمَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
و من در برابر اين تبليغ از شما مزدي نميطلبم، مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست
أَتَأۡتُونَ ٱلذُّكۡرَانَ مِنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ
آيا از ميان مردم جهان با مردان آميزش ميكنيد
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٌ عَادُونَ
و همسراني را كه پروردگار شما براي شما آفريده كرده است، ترك ميكنيد، بلكه شما مردم تجاوز كاري هستيد
قَالُواْ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُخۡرَجِينَ
[قوم لوط] گفتند: اي لوط! اگر [از اين سخنان] باز نايستي، از بيرون راندگان خواهي بود
قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلۡقَالِينَ
[لوط] گفت: من دشمن [اين كار شما] هستم
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهۡلِي مِمَّا يَعۡمَلُونَ
پروردگارا! مرا و خانوادة مرا از آنچه اينها ميكنند، نجات بده
فَنَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ
و او و همة خانواده اش را نجات داديم
إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ
مگر پير زني را كه از بازماندگان بود
ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ
بعد از آن ديگران را هلاك ساختيم
وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗاۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلۡمُنذَرِينَ
و بر آنها باران شديدي [از سنگ] بارانيديم، و باران بيم داده شدگان باران بدي است
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ
به يقين در اين ماجرا دليلي [بر قدرت الله] است، ولي اكثر شان ايمان نياوردند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
و به يقين پروردگار تو پيروزمند مهربان است
وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ وَأَنتُمۡ تُبۡصِرُونَ
و از لوط ياد كن، آنگاه كه به قوم خود گفت: آيا ديده و دانسته مرتكب عمل فحشاي [لواط] ميشويد
أَئِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهۡوَةٗ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ تَجۡهَلُونَ
آيا شما از روي شهوت، به جاي زنان با مردان آميزش ميكنيد، بلكه شما مردم ناداني هستيد
۞فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ أَخۡرِجُوٓاْ ءَالَ لُوطٖ مِّن قَرۡيَتِكُمۡۖ إِنَّهُمۡ أُنَاسٞ يَتَطَهَّرُونَ
و جواب قومش جز آن نبود كه گفتند: خانوادة لوط را از شهر خود بيرون كنيد، زيرا آنان مردم پاكدامني هستند
فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَٰهَا مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ
پس او و خانواده اش را نجات داديم، مگر همسرش را كه او را از بازماندگان در [هلاك شدن] مقدر نموديم
وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗاۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلۡمُنذَرِينَ
و بر آنان باراني [از سنگ] بارانيديم، و چه بد است باران بيم داده شدگان
۞فَـَٔامَنَ لَهُۥ لُوطٞۘ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ
و لوط به او [ابراهيم] ايمان آورد، و گفت: من به سوي پروردگارم هجرت ميكنم، كه او پيروزمند با حكمت است
وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُوٓاْ إِنَّا مُهۡلِكُوٓاْ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِۖ إِنَّ أَهۡلَهَا كَانُواْ ظَٰلِمِينَ
و چون فرستادگان ما براي ابراهيم بشارت [فرزند] داشتن را آوردند، گفتند: ما [مي خواهيم] مردمان اين قريه را به هلاكت برسانيم، زيرا مردمان آن ستمكار هستند