إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ
اين برادر من است، نود و نه ميش دارد، و من فقط يك ميش دارم، و ميگويد: آن يك ميش را هم به من واگذار كن، او بر من در سخن چيره شده است
قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦۖ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٞ مَّا هُمۡۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّۤ رَاكِعٗاۤ وَأَنَابَ۩
[داود] گفت: به يقين او در مطالبة ميش تو، كه آنرا به ميش هاي خود اضافه كند، بر تو ستم كرده است، و واقعيت اين است كه بسياري از شريكان به يكديگر ستم ميكنند، مگر كساني كه ايمان آورده اند و كار هاي نيكي انجام داده اند، ولي چنين اشخاصي كم هستند، و داود دانست كه ما او را مورد آزمايش قرار داده ايم، لذا از پروردگار خود طلب آمرزش نمود، و به سجده افتاد، و توبه كرد
فَغَفَرۡنَا لَهُۥ ذَٰلِكَۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَـَٔابٖ
ما اين را برايش آمرزيديم، و به يقين او در نزد ما تقرب، و بازگشتي نيكو داشت
يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلۡنَٰكَ خَلِيفَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱحۡكُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلۡهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا نَسُواْ يَوۡمَ ٱلۡحِسَابِ
اي داود! ما تو را در زمين خليفه گردانيديم، پس در ميان مردم به حق [و عدالت] قضاوت كن، و از هواي نفس پيروي مكن، كه تو را از راه الله منحرف ميسازد، به يقين كساني كه از راه الله منحرف ميشوند، به جهت آنكه روز حساب را فراموش كرده اند، براي آنان عذاب سختي است
وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا بَٰطِلٗاۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنَ ٱلنَّارِ
و ما آسمان و زمين، و آنچه را كه بين اين دو [بين آسمان و زمين] است، بيهوده آفريده نكرده ايم، اين گمان كساني است كه كافر شده اند، پس واي بر حال كافران از آتش [دوزخ]
أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ كَٱلۡمُفۡسِدِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلۡمُتَّقِينَ كَٱلۡفُجَّارِ
آيا كساني را كه ايمان آورده اند، و اعمال نيكي انجام داده اند، مانند كساني كه در زمين به فساد كاري پرداخته اند، قرار ميدهيم، و يا متقيان را مانند فاجران ميگردانيم [كه هرگز چنين نخواهيم كرد]
كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَيۡكَ مُبَٰرَكٞ لِّيَدَّبَّرُوٓاْ ءَايَٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ
اين [قرآن] كتاب مباركي است كه بر تو نازل كرديم، تا در بارة آياتش بينديشند، و تا خردمندان پند بگيرند
وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ
و سليمان را براي داود كه بندة بسيار خوبي بود، بخشيديم، هميشه روي به درگاه ما داشت
إِذۡ عُرِضَ عَلَيۡهِ بِٱلۡعَشِيِّ ٱلصَّـٰفِنَٰتُ ٱلۡجِيَادُ
آنگاه كه غروبگاهان، اسپان چابك و تيزگام بر او عرضه شد
فَقَالَ إِنِّيٓ أَحۡبَبۡتُ حُبَّ ٱلۡخَيۡرِ عَن ذِكۡرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتۡ بِٱلۡحِجَابِ
گفت: [با تاسف كه] من دوستي اسپان را بر ياد پرورگار خود برگزيدم، تا آنكه [وقت نماز گذشت و] آفتاب در پردة شب نهان شد
رُدُّوهَا عَلَيَّۖ فَطَفِقَ مَسۡحَۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلۡأَعۡنَاقِ
آن اسبها را نزد من برگردانيد، و شروع به دست كشيدن به ساقها و گردن [آنها] كرد
وَلَقَدۡ فَتَنَّا سُلَيۡمَٰنَ وَأَلۡقَيۡنَا عَلَىٰ كُرۡسِيِّهِۦ جَسَدٗا ثُمَّ أَنَابَ
و به تحقيق كه ما سليمان را به انداختن جسدي بر روي تختش مورد امتحان قرار داديم، و همان بود كه روي به درگاه الله آورد
قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ
[و] گفت: پروردگارا! برايم بيامرز، و سلطنتي به من ببخش كه بعد از من براي هيچ كسي سزاوار نباشد، زيرا تو بسيار بخشاينده هستي
فَسَخَّرۡنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦ رُخَآءً حَيۡثُ أَصَابَ
پس ما باد را برايش مسخر كرديم، تا هر جايي كه بخواهد، به فرمان او به آرامي حركت كند
وَٱلشَّيَٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٖ وَغَوَّاصٖ
و همچنين از ديو ها، هر بَنَّاء و غَوَّاصي را [به فرمان او در آورديم]
وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ
و گروه ديگري [از ديو ها را] كه در غُل و زنجير بودند، [در تسخير او در آورديم]
هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمۡنُنۡ أَوۡ أَمۡسِكۡ بِغَيۡرِ حِسَابٖ
اين بخشش ما است بدون حساب، ميخواهي آنرا ببخش، و ميخواهي [براي خود] نگه دار
وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَـَٔابٖ
و به يقين براي او در نزد ما مقام ارجمند، و سرانجام نيكي است
وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَآ أَيُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِنُصۡبٖ وَعَذَابٍ
و بندة ما ايوب را ياد كن، آنگاه كه به نزد پروردگار خود دعاء كرد [و گفت]: پروردگارا! شيطان به سبب رنجوري و عذاب [مرا به وسوسه] انداخته است
ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدٞ وَشَرَابٞ
[به او امر كرديم كه] پاي خود را بر زمين بكوب، [چشمة آبي به وجود ميآيد] اين [چشمة] آبي است خنك، براي شستشو و براي نوشيدن
وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ
خانوادة او و همانند آنها را برايش عطاء كرديم، كه [اين كار] رحمتي از طرف ما، و اندرزي براي خردمندان است
وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ
[و به او امر كرديم كه] دستة از شاخه هاي باريك را به دست بگير، و با آن [به يكبارگي همسر خود را] بزن، و خود را حانث مساز ما او را صابر يافتيم، چه بندة خوبي بود، همواره روي به درگاه ما داشت
وَٱذۡكُرۡ عِبَٰدَنَآ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ أُوْلِي ٱلۡأَيۡدِي وَٱلۡأَبۡصَٰرِ
و [اي پيامبر!] بندگان ما، ابراهيم، و إسحاق، و يعقوب را ياد كن، كه داراي قوت، و بصيرت بودند
إِنَّآ أَخۡلَصۡنَٰهُم بِخَالِصَةٖ ذِكۡرَى ٱلدَّارِ
به يقين ما آنان را به خصلت خاصي كه ياد آوري از آخرت باشد، اختصاص داديم
وَإِنَّهُمۡ عِندَنَا لَمِنَ ٱلۡمُصۡطَفَيۡنَ ٱلۡأَخۡيَارِ
و به يقين آنها در نزد ما، از برگزيدگان نيكوكار ميباشند
وَٱذۡكُرۡ إِسۡمَٰعِيلَ وَٱلۡيَسَعَ وَذَا ٱلۡكِفۡلِۖ وَكُلّٞ مِّنَ ٱلۡأَخۡيَارِ
و [اي پيامبر!] اسماعيل، و أليسع، و ذا الكفل را ياد كن، كه همگي آنها از نيكان بودند
هَٰذَا ذِكۡرٞۚ وَإِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ لَحُسۡنَ مَـَٔابٖ
اين يادي [از ايشان] است، و به يقين براي پرهيزگاران سر انجام خوبي است
جَنَّـٰتِ عَدۡنٖ مُّفَتَّحَةٗ لَّهُمُ ٱلۡأَبۡوَٰبُ
كه [اين سرانجام] باغهايي است جاوداني كه دروازه هاي آنها براي شان باز است
مُتَّكِـِٔينَ فِيهَا يَدۡعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ وَشَرَابٖ
در آنجا تكيه زده اند، [و] ميوه ها و نوشيدني هاي بسياري را ميطلبند
۞وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ أَتۡرَابٌ
و در نزد آنان زناني هم سن و سالي هستند كه [تنها به شوهران خود] چشم دوخته اند