۞إِنَّآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ كَمَآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ نُوحٖ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَٰرُونَ وَسُلَيۡمَٰنَۚ وَءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ زَبُورٗا
[اي پيامبر] همانا ما به تو وحي فرستاديم، همان طوري كه به نوح و پيامبران بعد از او وحي فر ستاديم، و به ابراهيم، و اسماعيل، و اسحاق، و يعقوب، و نوادگان و عيسي، و ايوب، و يونس، و هارون، و سليمان، [نيز] وحي فرستاديم، و زبور را به داود داديم
وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَۚ كُلًّا هَدَيۡنَاۚ وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُۖ وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ
و اسحاق و يعقوب را برايش [ابراهيم] بخشيديم، و همه را هدايت كرديم، و نوح را پيشتر هدايت كرده بوديم، و از نسل او داود و سليمان، و ايوب و يوسف و موسي و هارون را [هدايت نموديم]، و نيكوكاران را اين گونه پاداش ميدهيم
۞وَوَٰعَدۡنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيۡلَةٗ وَأَتۡمَمۡنَٰهَا بِعَشۡرٖ فَتَمَّ مِيقَٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرۡبَعِينَ لَيۡلَةٗۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَٰرُونَ ٱخۡلُفۡنِي فِي قَوۡمِي وَأَصۡلِحۡ وَلَا تَتَّبِعۡ سَبِيلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ
و با موسي سي شب وعده گذاشتيم، و آن را به ده شب ديگر به اتمام رسانديم، تا آنكه ميعاد پروردگارش [با او] چهل شب كامل شد، و موسي براي برادرش هارون گفت: در ميان قوم من جانشينم باش، و به اصلاح بپرداز، و از روش فساد كاران پيروي مكن
وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ غَضۡبَٰنَ أَسِفٗا قَالَ بِئۡسَمَا خَلَفۡتُمُونِي مِنۢ بَعۡدِيٓۖ أَعَجِلۡتُمۡ أَمۡرَ رَبِّكُمۡۖ وَأَلۡقَى ٱلۡأَلۡوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأۡسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُۥٓ إِلَيۡهِۚ قَالَ ٱبۡنَ أُمَّ إِنَّ ٱلۡقَوۡمَ ٱسۡتَضۡعَفُونِي وَكَادُواْ يَقۡتُلُونَنِي فَلَا تُشۡمِتۡ بِيَ ٱلۡأَعۡدَآءَ وَلَا تَجۡعَلۡنِي مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ
و چون موسي [از ميقات پروردگار خود] خشمناك و اندوهگين به سوي قوم خود برگشت، گفت: در غياب من، جانشينان بدي برايم بوديد، آيا در امر پروردگار تان شتاب كرديد؟ و الواح را [بر زمين] انداخت، و سر برادر خود را گرفت و به طرف خود ميكشيد، [برادرش] گفت: اي پسر مادر من! اين مردم مرا ضعيف شمردند، و چيزي نمانده بود كه مرا بكشند، پس مرا دشمن شاد مكن، و مرا در رديف گروه ستمكاران قرار مده
ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ وَهَٰرُونَ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ بِـَٔايَٰتِنَا فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ
سپس بعد از آنها، موسي و هارون را با معجزات شان به سوي فرعون و درباريانش فرستاديم، ولي آنان تكبر كردند، و قوم مجرميبودند
وَوَهَبۡنَا لَهُۥ مِن رَّحۡمَتِنَآ أَخَاهُ هَٰرُونَ نَبِيّٗا
و براي او از رحمت خويش برادرش هارون را عطاء كرديم
وَٱجۡعَل لِّي وَزِيرٗا مِّنۡ أَهۡلِي
و از خاندانم ياوري برايم قرار بده
هَٰرُونَ أَخِي
كه هارون برادرم باشد
ٱشۡدُدۡ بِهِۦٓ أَزۡرِي
پشتم را به او قوي بگردان
وَأَشۡرِكۡهُ فِيٓ أَمۡرِي
و او را در كار [رسالت] من شريك بگردان
كَيۡ نُسَبِّحَكَ كَثِيرٗا
تا تو را بسيار تسبيح بگوييم
وَنَذۡكُرَكَ كَثِيرًا
و تا تو را بسيار ذكر كنيم
إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرٗا
به يقين تو به حال ما بينايي
قَالَ قَدۡ أُوتِيتَ سُؤۡلَكَ يَٰمُوسَىٰ
[الله] فرمود: اي موسي خواسته ات به تو داده شد
وَلَقَدۡ قَالَ لَهُمۡ هَٰرُونُ مِن قَبۡلُ يَٰقَوۡمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِۦۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ فَٱتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوٓاْ أَمۡرِي
به تحقيق كه هارون قبل از [آمدن موسي] براي آنها گفته بود كه اي قوم من! شما به وسيلة اين گوساله مورد فتنه قرار گرفته ايد، و پروردگار شما همان الله است، پس از من پيروي نماييد، و از امر من اطاعت كنيد
قَالُواْ لَن نَّبۡرَحَ عَلَيۡهِ عَٰكِفِينَ حَتَّىٰ يَرۡجِعَ إِلَيۡنَا مُوسَىٰ
گفتند: ما پيوسته بر پرستش اين [گوساله] ميمانيم، تا زماني كه موسي به سوي ما باز گردد
قَالَ يَٰهَٰرُونُ مَا مَنَعَكَ إِذۡ رَأَيۡتَهُمۡ ضَلُّوٓاْ
[چون موسي آمد] گفت: اي هارون! چون آنها را ديدي كه گمراه شدند
أَلَّا تَتَّبِعَنِۖ أَفَعَصَيۡتَ أَمۡرِي
چه چيز تو را مانع شد كه از من پيروي نكني، آيا مگر از فرمان من سرپيچي كردي
قَالَ يَبۡنَؤُمَّ لَا تَأۡخُذۡ بِلِحۡيَتِي وَلَا بِرَأۡسِيٓۖ إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقۡتَ بَيۡنَ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ وَلَمۡ تَرۡقُبۡ قَوۡلِي
[هارون] گفت: اي پسر مادرم! ريش و [موي] سر مرا مگير، من از اين ترسيدم كه بگويي ميان بني اسرائيل تفرقه انداختي، و گفتة مرا به كار نبستي
وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ٱلۡفُرۡقَانَ وَضِيَآءٗ وَذِكۡرٗا لِّلۡمُتَّقِينَ
و به تحقيق به موسي و هارون فرقاني داديم كه روشني بخش بوده و پندي براي پرهيزگاران است
ثُمَّ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ وَأَخَاهُ هَٰرُونَ بِـَٔايَٰتِنَا وَسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ
بعد از آن موسي و برادرش هارون را با آيات خود، و معجزة روشني فرستاديم
إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمًا عَالِينَ
به سوي فرعون و اشراف [قوم] او، ولي آنان تكبر ورزيدند، و قوم برتري جويي بودند
فَقَالُوٓاْ أَنُؤۡمِنُ لِبَشَرَيۡنِ مِثۡلِنَا وَقَوۡمُهُمَا لَنَا عَٰبِدُونَ
و گفتند: آيا به دو انساني همانند خود ايمان بياوريم، در حالي كه قوم آنها [بنى اسرائيل] غلامان ما هستند
فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُواْ مِنَ ٱلۡمُهۡلَكِينَ
آنها آن دو [پيامبر] را تكذيب نمودند، و [سر انجام] به صف هلاك شدگان پيوستند
وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلۡنَا مَعَهُۥٓ أَخَاهُ هَٰرُونَ وَزِيرٗا
و به راستي ما كتاب را [كه تورات باشد] براي موسي داديم، و برادرش هارون را وزير او گردانيديم
فَقُلۡنَا ٱذۡهَبَآ إِلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَا فَدَمَّرۡنَٰهُمۡ تَدۡمِيرٗا
و گفتيم شما دو نفر به سوي قومي برويد كه آيات ما را تكذيب كردند، و آنها را به شدت نابود كرديم
وَأَخِي هَٰرُونُ هُوَ أَفۡصَحُ مِنِّي لِسَانٗا فَأَرۡسِلۡهُ مَعِيَ رِدۡءٗا يُصَدِّقُنِيٓۖ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
و برادرم هارون از من در زبان، فصيحتر است، پس او را با من [به عنوان] مددگار بفرست، تا مرا تصديق كند، زيرا ميترسم مرا تكذيب نمايند
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجۡعَلُ لَكُمَا سُلۡطَٰنٗا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيۡكُمَا بِـَٔايَٰتِنَآۚ أَنتُمَا وَمَنِ ٱتَّبَعَكُمَا ٱلۡغَٰلِبُونَ
[الله متعال] فرمود: به ذريعة برادرت بازوي تو را قوي ميسازيم، و براي هر دو نفر شما، سلطة خواهيم داد كه به سبب معجزات ما، [فرعونيان] نميتوانند بر شما دست يابند، شما و كساني كه از شما پيروي كنند، پيروز هستيد
وَلَقَدۡ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
و به تحقيق كه بر موسي و هارون منت نهاديم
سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ
سلام بر موسي و هارون