إِذۡ قَالَتِ ٱمۡرَأَتُ عِمۡرَٰنَ رَبِّ إِنِّي نَذَرۡتُ لَكَ مَا فِي بَطۡنِي مُحَرَّرٗا فَتَقَبَّلۡ مِنِّيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ
زماني را به ياد آور كه همسر عمران گفت: پروردگارا! من [طفلي] را كه در شكم دارم، خاص براي تو نذر كردم كه آزاد باشد، پس از من قبول بگردان، به يقين كه تو خودت شنواي دانا هستي
فَلَمَّا وَضَعَتۡهَا قَالَتۡ رَبِّ إِنِّي وَضَعۡتُهَآ أُنثَىٰ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا وَضَعَتۡ وَلَيۡسَ ٱلذَّكَرُ كَٱلۡأُنثَىٰۖ وَإِنِّي سَمَّيۡتُهَا مَرۡيَمَ وَإِنِّيٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ
و چون وضع حملش صورت گرفت، گفت: پروردگارا! من او را دختري زاييدهام، و الله به آنچه كه زاييده است داناتر ميباشد، و پسر مانند دختر نيست، و من او را مريم ناميدم، و من او را و فرزندانش را از تأثير شيطان در پناه تو قرار ميدهم
فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٖ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنٗا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّاۖ كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيۡهَا زَكَرِيَّا ٱلۡمِحۡرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزۡقٗاۖ قَالَ يَٰمَرۡيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَاۖ قَالَتۡ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٍ
پس پروردگارش به نيكوترين وجهي از او را قبول كرد، و او را به بهترين وجهي پرورش داد، و زكريا را به سرپرستي او برگماشت، هرگاه كه زكريا وارد محرابش ميشد، در نزدش [مريم] غذايي مييافت، گفت: اي مريم! اين غذا از كجا برايت آمده است؟ گفت: اين [غذا] از نزد الله است؛ زيرا الله كسي را كه بخواهد بدون حساب روزي ميدهد
وَإِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰكِ وَطَهَّرَكِ وَٱصۡطَفَىٰكِ عَلَىٰ نِسَآءِ ٱلۡعَٰلَمِينَ
و آن زماني را به ياد آور كه فرشته [براي مريم] گفتند: اى مريم! به درستي الله تو را برگزيده و پاك ساخته است، و بر زنهاي جهان برتري داده است
يَٰمَرۡيَمُ ٱقۡنُتِي لِرَبِّكِ وَٱسۡجُدِي وَٱرۡكَعِي مَعَ ٱلرَّـٰكِعِينَ
اي مريم! براي پروردگارت فرمانبردار باش، و سجده كن، و با نمازگزاران نماز بگزار
ذَٰلِكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَيۡبِ نُوحِيهِ إِلَيۡكَۚ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ يُلۡقُونَ أَقۡلَٰمَهُمۡ أَيُّهُمۡ يَكۡفُلُ مَرۡيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ
اين [گفتهها] از خبرهاي غيب است، كه آن را به تو وحي ميكنيم، آنگاه، كه قلمهاي خود را جهت آنكه كدام يك شان از مريم سرپرستي كند، ميانداختند[1]، تو در نزد آنها نبودي، و وقتي كه با هم به مجادله برخاستند، نزد آنها نبودي
1- ـ اينها كسانى بودند كه مىخواستند سرپرستى مريم را به عهده بگيرند، و به اين طريق براى خود افتخارى در دنيا، و اجر وثوابى در آخرت به دست آورند.
إِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٖ مِّنۡهُ ٱسۡمُهُ ٱلۡمَسِيحُ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ وَجِيهٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ
آن زماني را به ياد آور كه فرشتگان گفتند: اي مريم! به يقين الله تو را به كلمة از خود بشارت ميدهد كه نامش مسيح عيسي پسر مريم است، و در دنيا و آخرت آبرومند، و از مقربان است
وَيُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِي ٱلۡمَهۡدِ وَكَهۡلٗا وَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ
و در گهواره، و بزرگسالي با مردم سخن ميگويد، و از شايستگان است
قَالَتۡ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٞ وَلَمۡ يَمۡسَسۡنِي بَشَرٞۖ قَالَ كَذَٰلِكِ ٱللَّهُ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ
[مريم] گفت: پروردگارا! چگونه برايم فرزندي خواهد بود، در حالي كه دست هيچ بشري به من نرسيده است، گفت: چنين است، آنچه را كه الله بخواهد خلق ميكند، چون به چيزي فرمان دهد، فقط برايش ميگويد: (باش)، [و در همان لحظة كه بخواهد] ميبوده باشد
وَيُعَلِّمُهُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَ
و به او كتاب، و حكمت، و تورات و انجيل را ميآموزد
وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَـٰٓءِيلَ أَنِّي قَدۡ جِئۡتُكُم بِـَٔايَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ أَنِّيٓ أَخۡلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيۡـَٔةِ ٱلطَّيۡرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ وَأُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأۡكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ
و او را پيامبري به سوي بني اسرائيل [ميفرستد]، كه [براي آنها بگويد:] من معجزة از طرف پروردگار شما آوردهام، كه از گِل براي تان پرندة ميسازم، آنگاه در آن ميدمم، و به اذن الله پرندة ميشود، و به اذن الله كور مادرزاد، و پيسي را شفاء ميبخشم، و مرده را به اذن الله زنده ميكنم، و شما را از آنچه كه ميخوريد، و در خانههاي خود ذخيره ميكنيد، خبر ميدهم، به يقين اگر مؤمن باشيد، در اين [كارها] براي شما دليلي [بر صدق نبوت من] ميباشد
وَمُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي حُرِّمَ عَلَيۡكُمۡۚ وَجِئۡتُكُم بِـَٔايَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
و تصديق كنندة چيزي ميباشم كه پيش از من در تورات آمده است، و [آمده ام] تا بعضي از چيزهايی را كه بر شما حرام شده بود، براي تان حلال سازم، و براي شما معجزة از پروردگار تان آوردهام، پس از الله بترسيد، و از من اطاعت كنيد
إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ
به درستي الله پروردگار من و پروردگار شما است، پس او را بپرستيد كه راه راست اين است
وَبِكُفۡرِهِمۡ وَقَوۡلِهِمۡ عَلَىٰ مَرۡيَمَ بُهۡتَٰنًا عَظِيمٗا
و به سبب كفر شان، و تهمت بزرگي كه به مريم زدند
يَـٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ وَلَا تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّۚ إِنَّمَا ٱلۡمَسِيحُ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ رَسُولُ ٱللَّهِ وَكَلِمَتُهُۥٓ أَلۡقَىٰهَآ إِلَىٰ مَرۡيَمَ وَرُوحٞ مِّنۡهُۖ فَـَٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۖ وَلَا تَقُولُواْ ثَلَٰثَةٌۚ ٱنتَهُواْ خَيۡرٗا لَّكُمۡۚ إِنَّمَا ٱللَّهُ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ سُبۡحَٰنَهُۥٓ أَن يَكُونَ لَهُۥ وَلَدٞۘ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا
اي اهل كتاب! در دين خود غلو نكنيد، و در بارة الله جز از سخن حق چيزي نگوييد، جز اين نيست كه مسيح عيسي بن مريم پيامبر الله، و كلمة او است كه او را به سوي مريم القاء نمود، و روحي از [جانب] او است، پس به الله و پيامبران او ايمان بياويد و نگویید: الله سه گانه است. [از اين گفته] باز ايستيد، به نفع شما است، جز اين نيست كه (الله) معبود يگانه است، از اينكه برايش فرزندي باشد منزه است، آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است، از آنِ او است، و كافي است كه الله كارساز باشد
وَإِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ءَأَنتَ قُلۡتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيۡنِ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أَقُولَ مَا لَيۡسَ لِي بِحَقٍّۚ إِن كُنتُ قُلۡتُهُۥ فَقَدۡ عَلِمۡتَهُۥۚ تَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِي وَلَآ أَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِكَۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّـٰمُ ٱلۡغُيُوبِ
و آن زماني را به ياد آور كه الله مي گويد: اي عيسي بن مريم! آيا تو براي مردم گفته بودي كه من و مادرم را دو معبود به جاي الله به پرستش بگيريد؟ [عيسي] گفت: بار الها! تو پاک و منزّه هستی، من حق ندارم چيزي را كه سزاوار من نيست، بگويم، اگر چنين سخني را گفته باشم، به يقين كه ميداني، تو آنچه را در ضمير من است ميداني، و من آنچه را در ذات تو است نميدانم، تو داناي اسرار پنهان هستی
وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَرۡيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتۡ مِنۡ أَهۡلِهَا مَكَانٗا شَرۡقِيّٗا
و در اين كتاب [قرآن] از مريم ياد كن، هنگامي كه از خانوادة خود به طرف شرقي [بيت المقدس] گوشه گيري كرد
فَٱتَّخَذَتۡ مِن دُونِهِمۡ حِجَابٗا فَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا
و در ميان خود و آنان پردة قرار داد، و روح [جبرئيل] خود را به سوي او فرستاديم، و براي او به هيئت كامل انساني ظاهر شد
قَالَتۡ إِنِّيٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّٗا
[مريم براي جبرئيل] گفت: اگر پرهيز گار باشي، من از تو به الله رحمن پناه ميجويم
قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَٰمٗا زَكِيّٗا
[جبرئيل] گفت: من فرستادة پروردگار تو ام، تا براي تو پسر پاكيزة ببخشم
قَالَتۡ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَلَمۡ يَمۡسَسۡنِي بَشَرٞ وَلَمۡ أَكُ بَغِيّٗا
گفت: چگونه برايم پسري ميباشد، در حالي كه هيچ بشري به من تماس نداشته، و بدكاره هم نبوده ام
قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞۖ وَلِنَجۡعَلَهُۥٓ ءَايَةٗ لِّلنَّاسِ وَرَحۡمَةٗ مِّنَّاۚ وَكَانَ أَمۡرٗا مَّقۡضِيّٗا
[جبرئيل] گفت: چنين است، پروردگار تو فرمود: اين بر من آسان است، و تا او را دليلي [بر قدرت خود] براي مردم، و رحمتي از جانب خويش قرار دهيم، و اين كار شدني است
۞فَحَمَلَتۡهُ فَٱنتَبَذَتۡ بِهِۦ مَكَانٗا قَصِيّٗا
پس [مريم] به او بار دار شد، و با او به جاي دور دستي كناره گرفت
فَأَجَآءَهَا ٱلۡمَخَاضُ إِلَىٰ جِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ قَالَتۡ يَٰلَيۡتَنِي مِتُّ قَبۡلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسۡيٗا مَّنسِيّٗا
درد زايمان او را به سوي تنة درخت خرمايي كشانيد، [در اين وقت] گفت: اي كاش پيش از اين مرده بودم، و از يادها فراموش شده بودم
فَنَادَىٰهَا مِن تَحۡتِهَآ أَلَّا تَحۡزَنِي قَدۡ جَعَلَ رَبُّكِ تَحۡتَكِ سَرِيّٗا
و از پايين جايي كه قرار داشت، [جبرئيل مر يم] را صدا زد كه اندوهگين مباش، پروردگار تو از پايين جايي كه قرار داري، چشمة [آبي] جاري ساخته است
وَهُزِّيٓ إِلَيۡكِ بِجِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ تُسَٰقِطۡ عَلَيۡكِ رُطَبٗا جَنِيّٗا
و تنة درخت خرما را به طرف خود تكان بده، كه براي تو خرماي تازة چيده شدة فروريزد
فَكُلِي وَٱشۡرَبِي وَقَرِّي عَيۡنٗاۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ ٱلۡبَشَرِ أَحَدٗا فَقُولِيٓ إِنِّي نَذَرۡتُ لِلرَّحۡمَٰنِ صَوۡمٗا فَلَنۡ أُكَلِّمَ ٱلۡيَوۡمَ إِنسِيّٗا
و [اى مريم!] بخور، و بياشام، و ديدگان را [به اين مولود] روشن بدار، و اگر از آدميان كسي را ببيني، با [اشاره] بگو: من براي [الله] بخشنده، روزة [سكوت] نذر كرده ام، از اينجهت امروز با هيچ انساني سخن نميگويم
فَأَتَتۡ بِهِۦ قَوۡمَهَا تَحۡمِلُهُۥۖ قَالُواْ يَٰمَرۡيَمُ لَقَدۡ جِئۡتِ شَيۡـٔٗا فَرِيّٗا
و [مريم] در حالي كه [كودك] را برداشته بود، نزد قوم خود آمد، گفتند: اي مريم! به يقين كار زشتي انجام دادي
يَـٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمۡرَأَ سَوۡءٖ وَمَا كَانَتۡ أُمُّكِ بَغِيّٗا
اي خواهر هارون! نه پدرت آدم بدي بود، و نه مادرت زنا كار بود
فَأَشَارَتۡ إِلَيۡهِۖ قَالُواْ كَيۡفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي ٱلۡمَهۡدِ صَبِيّٗا
[مريم به طرف عيسي] اشاره كرد [كه با او سخن بگوييد]، گفتند: چگونه با كودكي كه در گهواره است، سخن بگوييم