قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطٗاۚ قَالُواْ نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَن فِيهَاۖ لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ
[ابراهيم] گفت: لوط در آن قريه است، گفتند: ما به كساني كه در آنجا هستند، [از تو] دانا تريم، او و خانواده اش را نجات ميدهيم مگر همسرش را كه از بازماندگان ميباشد
وَلَمَّآ أَن جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗاۖ وَقَالُواْ لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ
و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، [به سبب آمدن آنها] سخت ناراحت و تنگدل شد، و [آن فرشتگان] برايش گفتند: مترس، و غمگين مشو، ما تو و خانوادة تو را نجات ميدهيم، مگر همسر تو را كه از بازماندگان خواهد بود
إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰٓ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ
ما بر مردم اين قريه به سبب فسق آنها عذابي را از آسمان نازل ميكنيم
وَإِنَّ لُوطٗا لَّمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
و همانا لوط از پيامبران بود
إِذۡ نَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ
آنگاه كه او و همة خانواده اش را نجات داديم
إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ
مگر پير زني را كه از باقي ماندگان بود
ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ
بعد از آن ديگران را هلاك ساختيم
وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ
و همانا شما، بامدادان، و شامگاهان بر [ويرانة خانه هاي] آنان ميگذريد
وَبِٱلَّيۡلِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
آيا انديشه نميكنيد
كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۭ بِٱلنُّذُرِ
قوم لوط بيم دهندگان را تكذيب نمودند
إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٖۖ نَّجَّيۡنَٰهُم بِسَحَرٖ
ما بادي را كه با سنگ و ريگ همراه بود، بر آنان فرستاديم، مگر خانوادة لوط، كه آنان را به هنگام سحر نجات داديم
نِّعۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي مَن شَكَرَ
اين نعمتي از نزد ما بود، و ما كسي را كه شكرگزاري كند، چنين مزد ميدهيم
وَلَقَدۡ أَنذَرَهُم بَطۡشَتَنَا فَتَمَارَوۡاْ بِٱلنُّذُرِ
و به يقين [لوط] آنان را از عذاب ما بيم داد، ولي آنان با آن بيم ها به ستيزه برخاستند
وَلَقَدۡ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيۡفِهِۦ فَطَمَسۡنَآ أَعۡيُنَهُمۡ فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ
و آنان با [لوط] در بارة مهمانانش گفتگو كردند، و ما چشمان شان را محو كرديم، و [گفتيم طعم] عذاب و هشدار هايم را بچشيد
وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ
و صبحگاهان، عذاب پيگيري به سراغ شان آمد
فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ
پس [طعم] عذاب و هشدارهايم را بچشيد